چیزهایی که یک طراح گرافیک می‌بیند اما بقیه نمی‌بینند

چیزهایی که یک طراح گرافیک می‌بیند اما بقیه نمی‌بینند

1405/07/16
1 بازدید
0 دیدگاه

چیزهایی که یک طراح گرافیک می‌بیند اما بقیه نمی‌بینند

تا حالا شده یک طراح گرافیک به یک پوستر، بسته‌بندی یا حتی یک تابلوی ساده در خیابان نگاه کند و چند لحظه بیشتر از بقیه به آن خیره شود؟

دلیلش این است که طراح‌ها معمولاً فقط تصویر نهایی را نمی‌بینند؛ آن‌ها پشتِ طراحی را هم می‌بینند.

از فاصله بین حروف و انتخاب رنگ گرفته تا جای قرار گرفتن یک المان و مسیری که چشم مخاطب در تصویر طی می‌کند؛ جزئیاتی که شاید برای بسیاری از افراد عادی باشند، برای یک طراح قابل توجه‌اند.

در واقع، طراحی به‌مرور زمان فقط یک مهارت شغلی نیست؛ بلکه تبدیل به نوعی نگاه کردن به دنیای اطراف می‌شود.

یک تابلو فقط یک تابلو نیست

برای بیشتر افراد، یک تابلو تبلیغاتی ممکن است فقط یک تصویر و یک پیام باشد؛ اما یک طراح احتمالاً به ترکیب‌بندی، اندازه نوشته‌ها، کنتراست رنگ‌ها، فاصله عناصر و حتی خوانایی آن از فاصله دور توجه می‌کند.

ممکن است همان لحظه با خودش فکر کند:

«چرا این تیتر اینجا قرار گرفته؟»

«اگر این عنصر کمی جابه‌جا شود، بهتر نیست؟»

«آیا این فونت برای این برند انتخاب مناسبی است؟»

طراح ناخودآگاه شروع به تحلیل طراحی می‌کند و سعی می‌کند بفهمد چه تصمیم‌هایی باعث شده‌اند این تصویر به شکل فعلی دیده شود.

فاصله‌های کوچک، تفاوت‌های بزرگ

یکی از چیزهایی که طراح‌ها بیشتر از دیگران متوجه آن می‌شوند، فاصله بین عناصر است.

فاصله بین دو کلمه، فاصله بین خطوط، فاصله یک لوگو تا لبه صفحه یا حتی فاصله میان دو تصویر می‌تواند تأثیر زیادی روی ظاهر نهایی داشته باشد.

برای یک مخاطب معمولی شاید این تفاوت‌ها قابل تشخیص نباشد، اما یک طراح ممکن است با دیدن آن فوراً متوجه شود که چیزی «درست به نظر نمی‌رسد».

این حساسیت به جزئیات باعث می‌شود طراح بتواند تعادل، نظم و هماهنگی یک طراحی را بهتر تشخیص دهد؛ حتی زمانی که تغییر موردنظر فقط چند میلی‌متر باشد.

چرا این رنگ انتخاب شده است؟

طراح فقط رنگ را نمی‌بیند؛ درباره دلیل انتخاب آن هم فکر می‌کند.

وقتی وارد یک فروشگاه می‌شود، ممکن است به رنگ دیوارها، بسته‌بندی محصولات، تابلوها و حتی رنگ دکمه‌های یک منو توجه کند و ببیند این عناصر چگونه در کنار یکدیگر یک فضای مشخص ایجاد کرده‌اند.

گاهی حتی یک ترکیب رنگ ساده که در یک محیط روزمره دیده می‌شود، می‌تواند ایده‌ای برای یک پروژه جدید به ذهن طراح بدهد.

برای همین، دنیای اطراف یک طراح می‌تواند همیشه پر از نمونه‌های کوچک برای الهام گرفتن باشد.

فونت‌ها دیگر فقط نوشته نیستند

برای بسیاری از افراد، متن فقط همان چیزی است که باید خوانده شود؛ اما برای یک طراح، فونت خودش یک عنصر تصویری است.

ممکن است یک کلمه را روی یک تابلو ببیند و با خودش فکر کند:

این فونت چرا انتخاب شده است؟

اگر فونت ضخیم‌تر بود چه حسی ایجاد می‌کرد؟

آیا اندازه نوشته مناسب است؟

آیا فاصله حروف درست تنظیم شده است؟

یک فونت می‌تواند حس رسمی، دوستانه، مدرن، لوکس یا حتی قدیمی ایجاد کند. به همین دلیل طراح‌ها فقط به محتوای یک نوشته توجه نمی‌کنند؛ بلکه ظاهر و شخصیت آن را هم می‌بینند.

حتی یک بسته‌بندی ساده هم قابل تحلیل است

یک طراح وقتی در فروشگاه قدم می‌زند، ممکن است به جای اینکه فقط محصول را ببیند، به نحوه ارائه آن توجه کند.

چرا این محصول در قفسه بیشتر دیده می‌شود؟

چرا بسته‌بندی آن حس لوکس بودن دارد؟

چرا چشم ما اول به لوگو می‌رود؟

چرا یک محصول در میان ده‌ها محصول دیگر بیشتر به چشم می‌آید؟

در چنین موقعیتی، طراح ناخودآگاه به رنگ، فرم، تصویر، نوشته، اندازه و جایگاه عناصر توجه می‌کند.

اینجاست که طراحی از «زیبا بودن» فراتر می‌رود و به تجربه مخاطب تبدیل می‌شود.

طراح‌ها حتی به اشتباهات هم حساس‌اند

یک فاصله نامنظم، یک تراز اشتباه، کیفیت پایین یک تصویر یا حتی یک فونت نامناسب می‌تواند برای یک طراح کاملاً قابل توجه باشد.

گاهی چیزی که برای بقیه اصلاً مهم نیست، برای طراح مثل یک علامت بزرگ دیده می‌شود.

ممکن است همه از کنار یک پوستر عبور کنند، اما طراح متوجه شود که یک عنصر کمی خارج از تراز قرار گرفته یا نسبت اندازه نوشته‌ها با تصویر درست نیست.

البته این حساسیت فقط برای پیدا کردن ایراد نیست؛ همین دقت باعث می‌شود طراح بتواند جزئیاتی را ببیند که دیگران معمولاً از کنارشان عبور می‌کنند.

چرا بعضی چیزها بیشتر به چشم می‌آیند؟

یک طراح معمولاً فقط به این فکر نمی‌کند که «این تصویر زیباست یا نه».

سؤال مهم‌تر این است:

چرا چشم من اول این قسمت را دید؟

اندازه، کنتراست، رنگ، موقعیت یک عنصر و حتی فضای اطراف آن می‌توانند مسیر نگاه مخاطب را تغییر دهند.

برای مثال، یک نوشته سفید روی پس‌زمینه تیره ممکن است خیلی سریع توجه را جلب کند؛ یا یک عنصر کوچک و رنگی در میان مجموعه‌ای از عناصر خنثی، تبدیل به نقطه تمرکز شود.

این نوع نگاه به طراح کمک می‌کند بفهمد چگونه می‌توان توجه مخاطب را در یک طراحی هدایت کرد.

یک خیابان می‌تواند یک کتابخانه تصویری باشد

برای یک طراح، خیابان‌ها و فضاهای شهری پر از ایده‌اند.

تابلوهای فروشگاه‌ها، علائم راهنمایی، تبلیغات محیطی، نوشته‌های روی ماشین‌ها، ویترین‌ها، معماری ساختمان‌ها و حتی ترکیب رنگ‌های یک مغازه می‌توانند به یک منبع الهام تبدیل شوند.

گاهی یک ترکیب ساده که کاملاً اتفاقی در خیابان دیده می‌شود، می‌تواند جرقه یک ایده جدید را ایجاد کند.

به همین دلیل، طراح همیشه برای پیدا کردن ایده به اینترنت یا سایت‌های الهام‌بخش نیاز ندارد؛ گاهی کافی است کمی دقیق‌تر به اطرافش نگاه کند.

طراحی کم‌کم تبدیل به بخشی از نگاه آدم می‌شود

وقتی کسی مدت زیادی با طراحی سر و کار داشته باشد، کم‌کم نگاهش به محیط اطراف تغییر می‌کند.

دیگر یک بسته‌بندی فقط یک بسته‌بندی نیست، یک تابلو فقط یک تابلو نیست و یک نوشته ساده هم فقط یک نوشته نیست. هرکدام می‌توانند داستانی از انتخاب رنگ، فرم، فونت، ترکیب‌بندی و تصمیم‌های طراحی در خود داشته باشند.

شاید تفاوت اصلی یک طراح با دیگران این نباشد که چیزهای متفاوتی می‌بیند؛ بلکه این است که به چیزهایی که همه می‌بینند، با دقت متفاوتی نگاه می‌کند.

یک طراح یاد می‌گیرد از جزئیات ساده ایده بگیرد، اشتباهات را تشخیص دهد و اتفاقات معمولی اطرافش را از زاویه‌ای تازه ببیند. شاید همین نگاه متفاوت باشد که یک طراح را همیشه در حال کشف ایده‌های جدید نگه می‌دارد.

این نسخه برای وبلاگ آماده‌تر است؛ هم تیترهای مشخص دارد، هم کلمات کلیدی مثل طراحی گرافیک، طراح گرافیک، طراحی، ترکیب‌بندی، رنگ، فونت، بسته‌بندی و تبلیغات محیطی به‌صورت طبیعی در متن قرار گرفته‌اند.

ارسال دیدگاه

ما از ایمیل شما برای نمایش تصویر توسط سرویس Gravatar استفاده می‌کنیم

حاصل جمع :   9 + 7

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

درخواست ثبت مشاوره رایگان
حاصل جمع :   1 + 2